Dinosaurs World

Use Google Chrome Browser to visit The Site

زندگی یک الوساروس

در این صفحه که اختصاصا به یک گونه ی دایناسور تروپاد به نام الوساروس تعلق دارد، به طور مفصل به بررسی این


شکارچی شگفت انگیز دوران ژوراسیک و معرفی مراحل احتمالی زندگی الوساروس از هنگام تولد تا مرگ و بررسی


فرضیه های مرتبط با آن می پردازی.در ضمن در همینجا لازم به ذکر است که تلفظ صحیح نام این دایناسور اَلوساروس


است که گاه به اشتباه آلوساروس خوانده می شود

 
کپی برداری از مطالب سایت تنها با ذکر منبع، مجاز می باشد

از لانه تا موزه

 

 حتی بزرگترین جانداران و هولناک ترین شکارچیان هم، روزی یک جنین کوچک بوده اند.و این قانون برای بزرگترین دایناسور شکارچی دوران ژوراسیک یعنی الوساروس خوفناک ، که غرش ها و هیبت عظیم و صدای راه رفتنش، لرزه بر اندام هر جانداری می انداخت،نیز صادق بود

 تقریبا همه دیرین شناسان و محققان هم عقیده اند که دایناسور هایی همچون الوساروس به حتم تخم گذار بوده اند.زیرا تاکنون فصیل های متعددی از تخمهای انواع گوناگون دایناسورها،از سوروپاد های بزرگ گرفته تا تروپادهای چالاک و سریع یافت شده است که حتی درمواردی حاوی فصیل و اسکلت ظریف جنین نیز بوده اند.شواهد گواه آن اند، که دایناسور ها قبل از تخم گذاری ، مکان مناسبی می یافتند و با کندن گودال یا تلنبار کردن شاخ و برگ گیاهان برروی هم، لانه ی ساده ای را به منظور نگه داری از تخم ها تا لحظه ی باز شدنشان و تولد نوزادان، مهیا می کردند.تقریبا مشابه کاری که امروزه کروکدیل ها در فصل تخمگذاری انجام می دهند.ولی از آنجا که دایناسور ها باهوش تر و تکامل یافته تر از کروکدیل ها و سایر سوسماران امروزی بوده اند،کار لانه سازی را هوشمندانه تر و کامل تر انجام میدادند.این کار نه تنها باعث محفوظ ماندن تخم ها از تعرض سایر جانوران میشد، بلکه باعث گرم ماندن و حفظ رطوبت فضای اطراف تخم ها نیز می گردید.استفاده از شاخ و برگ پوسیده ی گیاهان نیز خود از عوامل حفظ رطوبت و همچنین ضد عفونی فضای لانه می باشد

 احتمالا اولین صحنه ای که یک نوزاد تازه از تخم بیرون آمده ی الوساروس به چشم میدید، فضای تنگ و تاریک داخل لانه ای بود که مادرش قبل تولد برای او و بقیه ی خواهر و برادرانش ساخته بود.هرچند تعداد تخم های درون لانه به جثه ی مادر بستگی دارد، ولی احتمالا تعدادشان در یک لانه ی الوساروس، بیش از 20 عدد نبوده است. طبق تازه ترین تحقیقاتی که برروی اسکلت جنین دایناسور ها صورت گرفته و مقایسه آنها با اسکلت جنین پرندگان و خزندگان،شباهت زیادی میان توان استخوان بندی بدن جنین دایناسور و جنین پرندگان امروزی مشاهده شد.بنابر این جنین دایناسور ها، برخلاف جنین خزندگان، به محض تولد قادر انجام فعالیت های سخت همچون کندن حفره یا شنا کردن در آب نبودند و در نتیجه خودشان به تنهایی نمی توانستند از گودالی که در آن دفن شده اند خارج شوند و نیاز به یاری مادرشان داشتند

 کشفیات تازه، نشان می دهند که تقریبا همه ی انواع دایناسور های تروپاد ، اورنیتوپاد و انواع دایناسورهای مارجینوسفالیا ( همچون سراتوپسین ها ) از نوزادانشان تا رسیدن به سنین جوانی و مستقل شدن مواظبت به عمل آورده و در برابر خطرات و دشمنان هوشیار بودند.الوساروس های تازه به دنیا آمده نیز ، با فریاد های و جیغ های ضعیف خود، مادرشان را از تولدشان آگاه می ساختند و او را به سوی لانه می کشاندن.مادر نیز با شنیدن صدایشان لافاصله به آنها پاسخ می داد و با گام های بلند و سنگین خویش در یک چشم به هم زدن به لانه میرسید و نوزادان را از گور تاریکی که خود برایشان کنده بود آزاد می کرد.او این کار را به کمک پنجه های بزرگ دست و پایش و با دقت خاصی انجام می داد تا به نوزادانش نحیفش آسیبی وارد نیاید.الوساروس ماده بزرگ در تمام مدتی که جنین ها در تخم بودند، همواره در کنار لانه بود و از آن درمقابل سایر دایناسور های گوشتخوار هم دوره اش، چون سراتوساروس و اورنیتولستس مراقبت می کرد.نوزادان پس از خروج از گودال با جثه ی عظیم و پرهیبت مادر 2 تنی ای روبه رو می شدند که علی رقم ظاهر ترسناک و خوی درنده اش، با ملاطفت ومحبت مادرانه ای از آنها مراقبت و نگه داری می کند.نوزادان و مادر از این پس به وسیله ی بوی بدنشان ، یکدیگر را شناسایی می کنند و مادر از این طریق، فرزندان خود را از دیگران تشخیص می دهد

 از این به بعد دومین مرحله زندگی الوساروس کوچک شروع می شود و آن تلاش برای دستیابی به غذا و رفع نیازهای طبیعی خود و از طرفی دوری از دشمنان بیشمار حاضر در محیط است که هر لحظه از زندگی الوساروس کوچک و ناتوان را با خطر همراه می کنند.الوساروس مادر در تغذیه ی نوزادان شرکت دارد و ازگوشت طعمه های خودش برای سیر کردن نوزادان استفاده می کند.ولی نوزادان در این مورد کاملا وابسته به مادر نیستند و پس از طی چند ساعت از تولدشان خود قادر به جست و خیز ودنبال کردن طعمه های کوچک همچون حشرات یا ماهی های کوچک آبگیر ها بودند و در زیر سایه ی حفاظتی مادرشان می توانستند با آسایش خیال از لانه دور شوند.چون در دوران حیات الوساروس، هیچ شکارچی دیگری نبود که بتواند در حضور یک الوساروس مادر خشمگین و 12 متری ، جرئت نزدیک شدن به نوزادان را به خود بدهد.ولی با این وجود هر قفلتی از جانب مادر می توانست به مرگ فرزندانش بینجامد.مثلا اگر مادر به منظور شکار یا خواب، از فرزندان قافل می گشت، شکارچیان گرسنه ی بسیاری همنچون تروپاد های کوچک یا الوساروس های بیگانه، میتوانستند نوزادان کوچک را به راحتی بربایند

 این روند ادامه می یابد تا وقتی که الوساروس های کوچک و برجنب و جوش به سن یک سالگی می رسند و حالا هرکدام بیش از 3 متر درازا دارند.در این سن و سال دیگر هیچکدام از فرزندان تحت مراقبت مادر بزرگ و قویشان نیستند و برعکس با دیدن مادرشان با به فرار می گذارند! چون مادرشان دیگر قادر به شناسایی آنها نیست و الوساروس هایی که روزی فرزندانش بوده اند را، به چشم غذایی لذیذ می بیند!از این پس الوساروس های نوجوان باید خود مستقلا به شکار بروند و از خودشان محافظت کنند

 عصر ژوراسیک ، عصر جانداران بزرگ بود.به علت تغییرات آب و هوایی که به سمت گرم و مرطوب شدن پیش می رفت ، گسترش و کثیر گیاهان چند برابر شده بود و این امر موجب فراوانی غذا می شد.البته گرمای بیش از حد گاه در برخی از مناطق کم آب، موجب خشکسالی های دراز مدت می شد و زندگی جانداران را سخت می نمود. وفور نعمات طبیعی، تاثیر مستقیمی در رشد و پیشرفت گونه های مختلف دایناسور ها داشت و باعث شد،دایناسور های دوران تریاس که طول بدنشان به سختی به 6 متر میرسید ، در عصر ژوراسیک به غول های 30 متری تبدیل شوند! علاوه بر بزرگی جثه، گونه ها هم فراوان شدند. انواع متنوعی از تروپاد های شکارچی یا حشره خوار کوچک و بزرگ، سروپاد ها ،استگوسور های تیغ دار و اورنیتوپاد های چابک و گیاهخوار، همگی نتیجه ی تکامل گسترده و همه جانبه ی دایناسورها در این عصر بودند.الوساروس های جوان و 1 ساله ی ما نیز در این دوران میزیستند. دورانی که زمینهایش در زیر پای براکیوساروس ها و دیپلودوکس ها میلرزید و صدای نعره ی استگوساروس های سنگین و تیغ دار که با دم های تبر مانندشان با الوساروس های بزرگ و خونخوار در حال نزاع بودند، در سرتاسر دشت می پیچید.ولی الوساروس های نوجوان و نه چندان قدرتمند، یارای زندگی در میان این هیاهو را نداشتند. به همین علت ناچار میشدند به نقاط مرکزی و انبوه جنگل پناه برده تا در آنجا از غول های دشت های باز در امان باشند.به علاوه طعمه های کوچک تر که الوساروس های نوجوان قادر به شکارشان باشند، در آن نقاط فراوان تر بود.الوساروس ها در این سن بیشتر به شکار سوسمار های کوچک، مارمولک ها و قورباغه های برکه و دایناسور های گیاهخوار کوچک اعماق جنگل مانند اوزنیلیا می پرداختند

 همه ی دایناسور ها، بزرگ و قوی نبودند.مثلا (( اوزنیلیا )) دایناسوری گیاهخوار و عضو گروه اورنیتوپاد ها بود که تنها 1.4 متر طول داشت و احتمالا وزنش به سختی به 23 کیلوگرم می رسید.اوزنیلیا متعلق به خانواده ای از دایناسور ها به نام (( هیپسیلوفودون ها )) است که در اواخر دوران ژوراسیک به وجود آمدند و تا دوران کرتاسه به حیاتشان ادامه دادند.همه ی انواع این خانواده، دایناسورهایی گیاهخوار ، کوچک و چابک بودند که عموما در نواحی مرکزی و انبوه جنگل ها میزیستند.اوزنیلیا ها چشمان بزرگی داشتند که به کمک آن در تاریکی اعماق جنگل، به خوبی میدیدند و به طور گروهی در لابه لای شاخه ی درختان پرسه می زدند و از خزه ها و سرخس های کوچک تغذیه می نمودند.شکار چنین جاندار کوچکی، برای الوساروس نوجوان ما که جثه ای سه برابر اوزنیلیا داشت به نظر آسان می رسید.اما واقعیت این است که اوزنیلیا ها همواره هوشیار و گوش به زنگ بودند و به محض نزدیک شدن شکارچیان، همچون غزال های چابک امروزی می گریختند.به همین علت الوساروس باید از شیوه ی شبیخون زدن در شکار بهره می جست و قبل از هرکاری، تا حد امکان به کمک پوشش گیاهی انبود جنگل ، بدون جلب توجه به طعمه نزدیک شده و سپس با چند گام بلند بر سر طعمه یورش می برد.حتی ممکن بود که چند الوساروس جوان با هم اقدام به شکار می کردند و با یک کار گروهی، عرصه را بر طعمه تنگ تر می نمودند.تقریبا مشابه کاری که امروزه، شیر های ماده ی آفریقایی انجام می دهند.اصولا می توان گفت که انواع خزندگان، در امر مخفیکاری و شبیخون زدن برای شکار، کاملا تکامل یافته و با مهارت هستند که نمونه ی بازر این مهارت را می توانید در نحوه ی شکار تمساح ها و کروکدیل های امروزی ببینید.ولی از آنجا که دایناسور های تروپاد، چیزی بین خزندگان و پرندگان هستند و در واقع از هوش برتری نسبت به خزندگان برخودارند، می توانستند علاوه بر مخفیکاری، از کار گروهی هم در هنگام حمله بهره برده و از تاکتیک های چند نفری برای به دام انداختند طعمه استفاده کنند.دقیقا مشابه برخی از پرندگان شکاری امروزی ( مثل باز ها و عقاب ها و ... ) که در هنگام شکار های گروهی،از نقشه های هماهنگ و از پیش تعیین شده ای بهره می برند.پس می توان گفت ، راز موفقیت دایناسور های گوشتخوار، نه تنها در قدرت و بدنی و جثه ی بزرگشان، بلکه در هوش و زکاوت و کارهای گروهی و هماهنگشان، نهفته بود

مطلب ادامه دارد...

Recent Photos

Google Translate

RealTime Clock ( Dark Blue, shows minutes )

dinosaur , dinosaurs , tyrannosaurus , tyrannosaurus , t-rex , spinosaurus , velociraptor , stegosaurus , brachiosaurus , carnivores dinosaurs , dinosaurs photo , dino , allosaurus , allosaurus , giganotosaurus , triceratops
دایناسور ، دایناسور ، دایناسور ها ، دایناسورها ، عکس دایناسور ، تی رکس ، تی رکس ، تیرانوساروس ، تیرانوساروس ، تیرانوزوروس ، اسپینوساورس ، تی رکس ، ولاسیرپتر ، ولوسیراپتور ، استگوساروس ، دیپلودوکس ، استگوساروس ، دیپلودوکوس ، براکیوساروس ، گیگانوتوساروس ، تریسراتاپس ، الوساروس ، آلوساروس ، الوساروس ، دایناسور گوشتخوار ، دایناسور گیاهخوار ، دایناسور